«هر چقدر روح به حالت ریح كه روان و سیال است نزدیك تر باشد، به طبیعت خلاق و الهی خود نزدیك تر شده و امكان او برای تحقق روح الهی بیش تر است. انسان ها از این نظر به گروه های مختلفی تقسیم می شوند. قالب روح خلاق، كه قدرت و شعور آن نامحدود است، در درون انسان ها ممكن است مانند سنگ و خاك باشد، یا مانند یخ، یا آب ، یا بخار، یا آتش یا صوت یا نور. كه هر یك از این حالات نیز ، خود دارای درجاتی است. [1]»
بطور معمول وقتی صحبت از روح می شود واژه هایی چون نهفته ، خفته ، بالقوه ، راكد وجامد ، در مقابل آن سیال و جاری، بیدار ، فعال را به همراه كلمه روح می شنویم. ولی منظور از روح نهفته و خواب یا روح بیدار و جاری چیست؟ می توانیم این حالتها را در مقایسه با حالتها ماده بهتر بفهمیم یك تكه چوب خشك را در نظر بگیرید بنیاد آن انرژی است ولی این انرژی در حالت نهفته و خواب قرار دارد اتفاقی برای این تكه چوب باید بیافتد تا انرژی آن جاری شود. اگر چوب را بسوزانیم انرژی نهفته چوب تبدیل به انرژی سیال حرارت و نور می گردد. و ما می دانیم چه قدرتها و امكاناتی در آتش، حرارت و نور موجود است كه در آن تك چوب خشك نبود. مقایسه دیگر یخ و آب است ،آبی كه گرما و حرارت خود را از دست داده و منجمد و سخت گشته است. یخ سخت و سرد با گرفتن حرارت دوباره سیال می گردد و آنوقت می تواند جاری شود و امكانات زیادی را از خود بروز دهد مثلاً قدرت سیل را در نظر بگیرید كه قدرت جریان آب است. حال وقتی آب با دریافت گرمای بیشتر تبدیل به بخار شود امكان و قدرت آن بسیار فراتر از حالت قبل خود می گردد. همین اختلاف قدرت و امكان كه درحالتهای مختلف ماده یعنی جامد، مایع ،گاز یا نور وجود دارد را بایكدیگر مقایسه كنیم ، بخوبی نشان دهنده قدرت و امكانات یك روح سیال ودر جریان در مقایسه با روحی كه در حالت ركود وجمود قرار دارد است. در اغلب انسانها انرژی روح تغییر حالت داده و قدرتهایش به حالت نهفته درآمده است یا بكلی از بین رفته است. حالت های روح از نظر روانی یا سختی و زندگی و مرگ می تواند مانند سنگ و خاك كه مرده هستند تا یخ كه منجمد و در حالت كوما و شبه مرده است و تا نور كه نهایت روانی و سیالیت و سرعت را داراست می تواند وجود داشته باشد.
روح سیال ونورانی قدرت و شعور نامحدود داردكه طبیعت خلاق و الهی روح است. قدرت وشعور بی نهایت روح در صورتی آشكار می گردد كه روح به حالت ریح یعنی جاری مانند باد و نور درآید و این امكان نمی پذیرد مگر اینكه روح حرارت و گرمای كافی ببیند .
ادامه دارد....
ادامه پست قبل:
نتایجی كه از كامپیوتر، سلاح های مخرب، تلسكوپ و میكروسكوپ، ماهواره ها، و انواع محصولات دیگر تمدن ظاهری بدست می آید، از طریق تمدن باطنی هم قابل تحصول است. تجربه ها اثبات كننده این موضوع اند و قانون بزرگ « آنچه در درون است در بیرون است و آنچه در بالاست در پایین است» موید آن می باشد. در واقع قدرت و كیفیت محصولاتی كه از تمدن باطنی بدست می آید با نوع ظاهری آن قابل مقایسه نیست. مهم تر از این، ناچیزی قدرت ظاهری انسان نسبت به توان باطنی اوست. مثلاً اگر توانایی و قابلیت های روح انسان رابه آسمان با هزاران میلیون كهكشان كه حتی تصور آن بسیار دشوار است تشبیه كنیم، قدرت ظاهری و خودآگاه انسان را میتوان مانند كره زمین دانست. قطره ای آب دربرابر اقیانوسی بیكران كه خود از به هم پیوستن هفت دریای بزرگ بوجود آمده است. اما انسان از این اقیانوس جهانی آگاهی و انرژی كه همان روح خلاقه است، تقریباً محروم شده و جز در معدود مواردی كه بیش تر آن هم به گذشته ها تعلق دارد، از این امكانات عظیم بی بهره مانده است. این محرومیت نوعی خواب و رخوت و سستی است كه باطن انسان را در بر گرفته بنابراین می توان آن را به بیداری و فعال شدگی تبدیل كرد. باید روح خلاقه را بیدار، فعال و بارور ساخت. از این نگاه هنرهای ماورائی روح زایی است. روحی كه به مرحله جوشش و زایندگی می رسد و به بارش در می آید.
هنرهای ماورایی راه هایی برای فعال كردن، به كنترل درآوردن و آزاد سازی روح خلاقه می باشد. هنرهای ماورائی می آموزد كه چگونه قابلیت ها و توانایی های منفعل باطنی را فعال كنیم و از حداكثر كارایی امكانات ناشناخته روحی بهره مند شویم. برای استفاده از كامپیوتر می بایست روش كار كردن با آن را بدانید. در غیر اینصورت كامپیوتر بلا استفاده می ماند. ذهن و مغز هم مانند كامپیوتری بسیار عظیم و پیچیده است كه حتی توانایی ابر كامپیوتر ها در برابر تمام توان آن ضعیف است. هنرهای ماورائی راه و روش بكارگیری این فوق كامپیوتر زنده را آموزش می دهد. از این جهت به آن تكنولوژی باطنی گفته می شود. این تكنولوژی قرینه تكنولوژی ظاهری است. اگردر جهان ظاهری انسان قادر است تغییر دهد، تبدیل كند، ارتباط بر قرار نماید، تولید كند و نابود نماید حتماً قادر است از طریق باطنی هم به این نتایج برسد. اگر با كمك تكنولوژی ظاهری پرواز می كند حتماً با تكنولوژی باطنی هم پرواز كرده و می كند. اگر در بیرون، دستگاه های متعدد گیرنده و فرستنده دارد، حتماً در درون هم داشته و دارد و از طریق آن توانسته با انسان ها و موجودات دیگر رابطه بر قرار كند. در بیرون تلویزیون و سینما را دارد و در درون امکان رویا بینی ، که کیفیت ها و قابلیت ها و اثرات آن هزاران بار بیش تر از هنرهای تصویری بیرون است.
ادامه دارد...